احزاب سیاسی یکی از پایه های توسعه سیاسی در جوامع محسوب می شوند که همزمان با بسامان کردن رقابت‌های سیاسی، نقش ویژه‌ای در ثبات بخشی و پایدارسازی نظام‌های سیاسی ایفا می کنند. با این حال نبود احزاب قدرتمند و تعدد احزاب سدی در برابر کارکردهای سازنده آن ها است.

به گزارش اعتدال و امید، وجود احزاب، نشانگر پویایی فضایی سیاسی و چشم اندازی مثبت نسبت به مشارکت سیاسی است. با وجود احزاب فراوان در ایران، غالبا این احزاب فاقد فراگیری و گستره هستند و به تنهایی توان کار حزبی ندارند.
در میان جریان های سیاسی دو جریان اصلی اصلاح طلب و اصولگرا وجود دارد. فضای رقابت میان این دو جریان پویایی و ثبات سیاسی را فراهم می کند. بر این اساس، این جریان ها می توانند به مثابه ۲ بال، تعادل و توزیع قدرت را در نظام سیاسی حفظ کنند.
بیشتر احزاب کوچک سیاسی سعی می کنند خود را ذیل این دو جریان تعریف کنند. با این حال یکی از مساله هایی که در زمینه کارکردهای احزاب در ایران باید مورد بررسی قرار گیرد، چرایی تعداد بالای احزاب و کم توانی آن ها است. در این زمینه به ذکر چند نکته می پردازیم؛

۱- احزاب به عنوان نهادهایی هستند که بخشی از خواسته های افراد و گروه های مختلف را پوشش می دهند. از این رو وجود احزاب تا حدودی مطالبات را محقق می سازد اما نکته ای که نمی توان از نظر دور داشت این است که وجود احزاب متعدد و کم توان، نمی تواند چنین امری را محقق سازد.
تعدد احزاب با فرهنگ سیاسی رابطه ای مستقیم دارد به این معنی که کار جمعی و اعتقاد به آن منجر به ایجاد احزابی فراگیر می شود. براین اساس به جای تکثر عددی احزاب باید سعی شود تا این احزاب بر کارآمدی خود بیافزایند. بنابر این وجود احزاب فراوان دلیلی بر اثرگذاری موفق حزبی نیست.

۲- بیشتر احزاب در ایران، فاقد ویژگی های یک حزب کارآمد هستند. از طرفی دیگر نیز از سرمایه اجتماعی چندانی برخوردار نیستند. پس ناگزیرند که ذیل یکی از جریان های اصلی سیاسی خود را تعریف کنند. از این رو برخی معتقدند وجود تعدد احزاب دلیلی بر نهادینه شدن فعالیت احزاب نیست چرا که سازوکار فعالیت حزبی مهمتر از کمیت و تعداد بالای آن ها است.در واقع تا زمانی که احزاب سیاسی به عنوان بخشی از جامعه مدنی نهادینه نشوند، نمی توانند انتظار چندانی از اقبال مردمی نسبت به خود داشته باشند.

۳- بیشتر احزاب در ایران، حزب های موسمی، فصلی یا اتفاقی هستند و در زمان نزدیک به انتخابات سر بر می آورند و پس از برگزاری انتخابات و تا زمانی که دوباره فعال شوند به لاک خود فرو می روند. این مساله نشانگر نادیده گرفته شدنِ تدوام فعالیت حزبی به عنوان بخشی از کارآمدی احزاب است.
بر این اساس به دلیل فعالیت کم، مردم چندان شناختی از احزاب و نگرششان ندارند و تنها در روزهای منتج به انتخابات با اسامی مختلفی روبرو می شوند که در پوسترها، تراکت ها و بنرهای تبلغاتی می بینند. این مساله منجر به آن می شود که تصمیم گیری برای انتخاب دشوار شود.

۴- برخی احزاب، به کار حزبی چندان اعتقادی ندارند اما به نوعی ادای کار حزبی را در می آورند. شاید بتوان گفت که کاریکاتوری از کارکرد و رویکردهای حزبی را به نمایش می گذارند.
همچنین قائم به شخص بودن احزاب یکی دیگر از مهمترین آسیب هایی است که منجر به ضعف و عدم کار حزبی می شود. به عبارتی دیگر تا زمانی که حزب متکی به فرد و شخص باشد و کار گروهی و دستورالعمل حزبی مورد لحاظ قرار نگیرد، احزاب نمی توانند کارایی لازم داشته باشند.
بنابر این وجود احزاب قدرتمند و منسجم به جای تعدد احزاب در عرصه سیاسی، منجر به پاسخگویی این گروه ها نسبت به عملکرد خود می شود و راه رسیدن به توسعه سیاسی را هموار می سازد.

محمد ستاری

 

 

 

 

منبع:ایرنا